کاش می شد...
کاش می شد که یاران بدانند ارزش باهم بودن زیر باران را...
کاش می شد که دل ها در این بهار،در این نیل گون آسمان روزگار،اندکی در کنار یکدگر باشند...
کاش می شد که با هم در ترانه ، زیر باران در آشیانه، یاد یاران ماند جاودانه...
کاش می شد در این روزگار،من وتو"ما" باشیم اندر کنار،زیر سایه ،جای یار...
کاش می شد جا پای خدای،دیده می شد در میان دل های جدای...
کاش می شد،ولی صدها دریغ،یاد یاران رفته مانده زیر میغ...
پیشکش به نامردای روزگار...
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 8:11 توسط صالح
|
(همیشه از خدا بخواه آنچه را كه شایسته ي توست به تو بدهد نه آنچه راکه آرزويش داری...