کاش می آمدی...

سپیده دم به امید دیدار نگارت ، ز خواب برمی خیزم و شب هنگام به امید دیدن رویت به خواب می روم.کاش میان این همه ستاره که در آسمان هست؛ ستاره ای به نام تو بود تا شب ها به آن تا پگاه می نگریستم و هرگاه که چشمان خیسم از یاد تو سیر می شد ، به خواب می رفتم و باز درخشش روی مهتاب گون تو ررا در خواب می دیدم.

نه ! ستاره نه! که چون بامداد که از خواب برخیزم و خورشید در آید، آن ستاره از آسمان دلم پاک می شد و دیگر نمی دیدمت!

کاش تو ـ آسمان بودی ، هرگاه که دلم تنگ دیدارت می شد، در شب با دستان اخگرگون خود ، بر سر من آرام دست نواژش می کشیدی،آن گاه که دل گیر بودم از نیامدنتبا تابش خورشید ِامید، روشنی در دلم می تاباندی.

هرگاه که  از این روزگار ستم پیشه  ، اندوه به دل می گرفتی ، آرام آرام ، گوهر از چشمان خود می باریدی و من به ترانه ی زیبای ریزش باران بر پنجره ی دلم گوش جان فرا        می سپردم و با ان هم نوایی می کردم.

کاش می آمدنوید آمدن نگاهت ، کاش می شد خرام آمدن نگارت . و ای کاش که می آمدی...

و آن روز که بیایی من کجایم؟ کاش تا آن روز زنده باشم و ببینم آمدن سبز تورا. کاش باشم . ببینم که چگونه خرامان و با ناز می رسی از راه،کاش باشم چشم در نگاه پاک و روشنت اندازم ؛کاش باشم و  به بزرگی تو ونازی چشمانت بنازم و به خود ببالم که تو کنارم هستی...

کاش می بودی و می دیدی که چگونه دلم برایت پر می زند...

کاش می بودی و می دیدی بارش اندوه ناک مرا از ابر دو چشمم...

کاش می بودی و می دیدی که یکی هست که هنوز در پی چشمان نازت در به در است...

کاش می بودی و می دیدی که چگونه در دوریت اشک می ریزم تا بیایی...

می دانم ، هرجا که هستی نوای سوزناک مرا می شنوی ، ولی صد دریغ که هنوز ندارم این شایستگی را که در دلت پای نهم... کاش... .

کاش می شد که در خواهش آرامش گرم و پر مهر تو باشیم، کاش می شد که از چشمان پاکت یادگاری داشتم ؛ که باشد یاد آن روزی که باهم روزگاری داشتیم...

کاش می دانستی که دل تنگ توام... .

جان من بر دیدن چشمان تو تست در خواهش روانم پیوسته ز یاد تو می گیرد آرامش، ای گلم کجایی که نگاه پاک تو را می کنم ستایش... کجایی ای خواهش آرامش پر ستایش؟

و کاش می پساویدیم نونزش گرم دست های پاک دل بر دل ها را که آرامش بخش است بر آن کس که در خواهش دیدن چشم های نرم و شیرین توست... .

کاش نرم نرمک می بارید باران از ابر ابر آسمان یاری، کاش می چکید آرام بارش گرم دست دل بر  دل ها بر سر یاران... کاش تو آن تنها یاوری باشی که یاری ، یاریِ یاران یار را ز یاری یار یاران باری آموخت ، همچو باران ، نرم و آرام.

مقایسه ی واژگان دخترا و پسرا!!!

خواهش می کنم این مطالب را جدی نگیرید،اینا فقط مقایسه میان یک سری واژگان دخترا و پسراست!!!

واژهتعریف از دیدگاه دختراتعریف از دیدگاه پسرا
هنوز هیچی نخوندمدو دور جزوه ی استادوخوندمواقعاً نخوندم
خیلی خوندم<بی کاربرد!>سه خط خوندم و الآن خسته ام!!!
نمره ی کم می گیرم19/99<اساساً بی کاربرد!>
نمره ی بالا می گیرم<اساساً بی کاربرد!>9/5 با ارفاق 10
استاد 5 دقیقه استراحت!!!بعد از 5دقیقه اطلاعات قبلی تو مغزمون ثبت می شه و جا بر اطلاعات جدید باز می شه!بعد از 5دقیقه،اطلاعات قبلی فرمت می شه و جا بر جدیدا باز می شه!
امتحان خیلی سخت بود!مثل آب خوردن بود!ترم آینده هم در خدمت این استاد خواهیم بود.
فقط به 12 فکر می کنمماکس کلاس می شم<اساساً12یک آرزویی است که هیچگاه به آن نمی رسند!>
یه چیزایی خوندمدو-سه رفرانس تا ته خوندمو یاد دارم،نوبت تستای PHD!!!1/5خط خوندم و نفهمیدم!
استاد،تورو خدا یک مقدار ارفاق کن!!!<اصولاً بی کاربرده یا برای این که معدلش 20 بشه!!!><بسیار پرکاربرد و صرفاً برای پاس شدن درسه!!!>

البته دوستان عزیز _خانماو آقایون _ خیلی ببخشن، این درحد طنزه!!!

باید بگم اخلاق خودم،یه چیز بین این دو سطحه!!!یعنی من 50%پسر و 50% دخترم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

!happy birthday

هشتم تیر شد...

امروز هشتم تیره و تولد من...

همچنان در این شهر... این دانشگاه ... در این دانشکده...در این سایت... پسرکی تنها،کیک تولدی در کنار...

کجاست کسی که بگوید:تولدت مبارک!

امروز جز این مناسبت،روز عید گاهان بار هم هست، به عقیده ی نیاکان ما در این روز بود که خدای بزرگ ، آب را آفرید.وچه سعادتی که منم در این روز _ روز مبارزه با سلاح های شیمیایی(!!!)_به دنیا آمدم!

خدایا دمت واقعاً خیلی گرم که منو تا این روز کمک کردی...دیگر سال های زندگانی مرا همچنان_ و بیشتر _ در راه خودت قرار ده.

خدایا...

ببین تنها تو رو دارم ، تو این دنیای وارونه...

خدایا ! دلم تنگه، تو این بی آب و آبادی،تو این ویرونه ی تنها...

تنها به یاد توام...خدایا...

و همه چیز تموم شد...

زمان ها می آیند و می روند و جای خود را به آینده می دهند و خود نیز بخشی از گذشته می شوند...همه چیز آرام در این زندگی دگرگونه می شوند ...

چه خوش بود اون روزایی که باهم سر کلاس بودیم ،یادتون هست چه خاطراتی...

اکنون همه ی آن ها به تقویم روزگار پیوست و کسی در این دانشگاه ، در این دانشکده و در این سایت نیست ، مگر... پسرکی تنها که با خدای خویش نشسته و واپسین یادگاری ترم دو را می نگارد...

خدایت نگهدار ای دوست... رفتی ...چه بی صدا... ولی رفتنت خوش باد .

یادتون هست که اون روزایی که اومده بودیم در آغاز...نه من شما رو می شناختم و نه شما مارو... چه کلاسایی... چه خاطراتی...

اومدیم اول سرکلاسِ ادبیات...استاد نبود...

یادتونه اولین استاد...آناتومی...خط ساژیتال،فرونتال و...

یادتونه کارگاه مهارت های زندگی...نمایشنامه...

سوتی های زیبای من تو کنفرانس سلول در بافت شناسی"می شه فهمید جنین مؤنثه یا ماده"... اوه نگو...نگو اون سوتی زیبای منو توی آزمایشگاه بافت شناسی،بافت ترانزیشنال مثانه(این یکی اگه یادتون نیست،می گم بهتره یادتون نباشه،خیلی فجیعه!!!!!!)...

توی آزمایشگاه شیمی عمومی،اولین جلسه بابت اهانت استاد به ساحت مقدس دانشگاه !!!...

اصول بهداشت و خدمات درمانی اون استاد دومی رو یادتونه ...چقدر بنده خدارو مسخره می کردیم...!!!

امتحانا...

یادتونه رفتیم سر اولین کلاس ترم دو... ویروس...دومین جلسه شیرینی آوردم...مناسبتش می دونین چی بود؟ولنتاین!!!!

بیوشیمی...

تعطیلات عید...

شیمی آلی ...

..............................................................................................................

..............................................................................................................

.............................................................................................................

و... تموم شد...

...

...

الآن کجایید ببینید این دانشگاه بدون شما چقدر سوت و کوره و هیچ حادثه ی خرق عادتی توش رخ نمی ده!!!

به امید دیدار...با خاطرات خوشی دیگر...

تجربیات ما ویژه کنکوری ها

دوستان عزیزی که امسال کنکور دارید:

توجه کنید... تجربیات ما برای قبولی در کنکور:

اگه می خواهید در دانشگاه ما قبول شین و با ما هم دانشگاهی  شین،در دو سه روز مونده به کنکور حتماً به این موارد توجه کنید:

۱- شب قبل از امتحان  ،حتماً غذای پر چرب بخورید به انداره ی چهار نفر، بعد از آن برید فست فوود و دو سه پرس ساندویچ خفن بخورین.

۲- همون شب تا ساعت چهار پنج صبح بشینین و چند ین فیلم جنایی و بکش بکش ببینین.

۳- از یک ماه قبل از کنکور هر گونه از درس خوندن و مطالعه اکیداً خودداری کنین.

۴- در روز پیش از کنکور ببینید چی خوندین چی نخوندین،آن گاه متوجه خواهید شد که هیچی نخوندین،سپس خونسردی خود را حفظ کنین و شروع به یک تورق سریع به کتاباتون بکنین.

۵- از هیچ وقتی در ماه های قبل از کنکور،در ولچرخی و تفریح و ... دریغ نکنید.

۶- صبح روز کنکور سعی کنین به زور از خواب بلند شید و حتماً صبحانه ی کامل شامل جوجه کباب و ساندویچ و چار پنج تا غذای سنگین دیگه بخورید.

۷- در موقع امتحان اگه سوالی رو یاد ندارید استرس به خودتون راه ندین و یک سکه یا تاس با خود ببرید و شانس خود را امتحان کنید.مطمئن باشین موفق می شید.

۸- اصلاً به خودتون استرس راه ندین، سوالا همین جوریه.. خیلی سخته امکان نداره بتونین درست جواب بدین ، همه ی رقیباتون درست جواب      می دن و شما اشتباه،نگران نباشید،هنوز امید هست.

۹- به محضی که از امتحان آمدید خونه تعداد سوالایی رو که درست جواب دادید را بشمارید،چون این کار بسیار ساده تر و سریع تر از آن است که بخواهید شمار غلط ها را بشمارید.

۱۰- پس از امتحان تا خود روز اعلام نتیجه اعتکاف کنید و از خدا کمک بخواهید.

 

مطمئن باشید دست کم با ما در این دانشگاه هم رشته خواهید شد.

 

البته جدی نگیرید،شوخیه،سوالا همه ساده اند،خدارو فراموش نکنید...

واپسین روزهای امتحان

امروز دقیقاً دوم تیره...

  دو تا امتحان دیگه بیشتر نمونده...

وای خدایا ... تا هشتم چند روز دیگه مونده... شش روز!!!... کاش این امتحانا نمی بود...

شش روز دیگه تولدمه... نمی دونم... می تونم با این نتیجه ی ... امتحانا امسال تولدمو جشن بگیرم...

یعنی به نظرتون اولین کادوی تولدم توی کل عمرم می تونه این باشه که معدلم مثل ترم گذشته الف باشه؟

فکر نکنم... این همه سال تولدم کادویی نگرفتم... آه... این سالم روش...

فعلاً که تک تک امتحانا رو ... َم!!!

حالا بی خیال.... یه سوال از شماهم بپرسم...؟!؟!

به نظرتون امسال من چند ساله می شم...

چیه منتظر چی هستین... می خواین بگم جایزه داره؟!!!

اگه جایزه می خواین کادوهای تولدمو بیارین تا منم به شما جایزه بدم...