سلام دوستان

سلام دوستان.در راستای هدفمندی رایانه ها(!) و حمایت از حقوق شما دوستان عزیز و به پیشنهاد جمعی از دوستان ترم بالاتر و امید به دوستان عزیزتر از جانی، همچمون شما ، این جانب،کوچیک تک تک شما و خاک پاتون،آقا صالح ، اومده و نامزد انتخاباتی برای اعضای شورای صنفی شده.اگه واقعاً این بنده خدا رو لایق می دانید، بر دیگر دوستان و آشنایان در ترم های مختلف هم از ما نامی ببرید و در روز 6 آذر ساعت 12 هم یه رأی ناقابل به نام آن که جانش فدای تک تک شماست (آقا صالح) در صندوق بیندازید و با هم یک صدا بگیم:

حاج صالح راه باز کن راه جدیدو باز کن!!!

ممنون از همتون.

پاسخ آخرین معمایی که داده بودم...

سلام دوستان.یه معمایی داده بودم،هرچند که دوستان افتخار به ما ندادن که حلش کنن و ما جایزشو تقدیمتون کنم.ولی به هرحال درمیان یه سری از بچه های ترم بالاتر ،جالب به نظر اومد.ولی به هرحال دیگه منم فکر کنم معماهام تموم شد.الآن جواب اینم بگم و برم.

اول با 4 نفر در نظر بگیرن:a,b,c,d.در این صورت:

aبه b و cبه d و بعد aبه cوb به d خبرا رو بگن،همه آگاه می شن از همه ی خبرها.

حالا با پنج تا:(a,b,c,d,e)

b,c/d,e/a,c/e,c/e,c/a,b

حالا با شش تا:(a,b,c,d,e,f)

a,f/c,b/e,d/c,a/c,e/a,d/a,b/e,f

حالا با هفت تا:

اونم مث همین می شه ده تا.

متوجه می شین که دوتا دوتا داره می ره ،یعنی از قانون 2n-4 پیروی می کنه به شرطی که n تعداد افراد باشه بیشتر از 4.

با ده تا می شه:16 تا.در  راستای هدفمندی رایانه ها(کامپیوترها و لپ تاب ها!!!!!!!)شما می تونین با این کار در هزینه های تلفن،به شدت مبالغ کمتری بپردازید.البته یه خرده هم نامردی کردم،این سؤال رو می دونین از کجا آوردم؟ببخشید شرمنده!اولین سؤال المپیاد کامپیوتر ایران سال 1374 بود،ببینید اون وقت چندسالمون بود؟

خطاهای کامپیوتری

سلام.چند روزیه که لپ تاپم یه پیغامایی می ده که نمی دونم چه جوری باید درستش کرد،شما احیاناً بلد نیستید.چندتا از اونا رو براتون آوردم:

http://up1399band.persiangig.com/image/panapa-1399Band.jpg


پ نه پ های رایانه ی آقا صالح!

پ نه پ های رایانه ی آقا صالح

فکر کنم ویروس پ نه پ گرفته!دوستان آنتی پ نه پPa Na Pa remover ندارین؟

عیدتون مبارک

عیداتون و تعطیلاتتون مبارک.و به گفته ی یکی از دوستان،سرکلاس اومدنتون تسلیت!http://www.clip2ni.com/images/smiles/24.gifhttp://www.clip2ni.com/images/smiles/24.gifhttp://www.clip2ni.com/images/smiles/24.gifhttp://www.clip2ni.com/images/smiles/24.gifhttp://www.clip2ni.com/images/smiles/24.gifhttp://www.clip2ni.com/images/smiles/24.gifhttp://www.clip2ni.com/images/smiles/24.gif

http://www.hifi.ir/wp-content/uploads/2008/03/eyd.jpg

آینده

به سردی پرسیدم آینده چیست؟ به نرمی پاسخم داد: «آینده، بهاران است، آینده بوی خوش باران است، آینده فردای دل انگیزیست که همه با دو چشم خویش، به راه آمدنش ،به بویش، به رویش چشم دوخته اند تا ببینند که کی سرمی رسد...آینده امروزیست، سرسبزتر از دیروز.»

ولی افسوس بر این همه امید که در دل برای فردا نگاریده ام!اکنون بسی ماه است که به گاه شمار زندگانیم آرام و با اندوه چشم دوخته ام تا برسد آن خرام و نوید ...ولی در آن نمی بینم مگر «سی و یکم شهریور»!

همین جا بود که چیزی را یافتم که که تازه از آینده آموختم:آری!  آینده ، فرداییست که روزی امروزی خواهد شد بدتر از دیروز... ولی هرچند که در پی «اگر» بودم، نیافتم...و شاید گناه من همین است.آری ، آینده از دیروز بدتر خواهد بود اگر همین اکنون که هستی، نیابی او را ...آینده از دیروز بدتر خواهد شد اگر دلی امروز به دست نیاوری...

زمانی که در دیروزی های پر ژرفای این روزها می نگرم، اندوه یاد توست که بر دلم چنگ می زند.کاش تو در آن می بودی وکاش امروز را بی تو به خانه ی دیروز نمی فرستادم، که ناچار از پنجره ی دیروزی های یادم،با اندوه، به فردا بنگرم، شاید که تو را دریابم...کاش در  امروزهای نیامده ، دانه های یاد تو را می کاشتم که اگر روزی آمد ، در این امروز ، جوانه های یاد تو می بود و چون  دیروز شد، بوستانی شود سرسبز ،که  فردا که گفتند« آن همه امروزی که داشتی چه شد»بگویم  بوستانی از دل یار...

یه معمای خر خفن

سلام دوستان.عیدتون به شدت خیلی خفنی مبارک،امیدوارم با تعطیلات حسابی حال کنید و بهتون خوش بگذره.از این که معمای خفن قبلی رو جواب ندادین،ممنونم،چون مگه من چقدر حقوق می گیرم که بخوام از آون جایزه هم بگیرم،بخصوص LCD!!!الآن یه سؤال جدید که یه خرده(خورده؟!)خفن تره یا به قولی خرخفنه!!! آوردم،امیدوارم این یکی رو بتونین جواب بدین.


جوایز این یکی:

یک.اعطای یک واحد مجهز و بسیار پیشرفته ی مسکونی در خوابگاه فجر(همون اتاق آقای...)

دو.اعطای یک دستگاه کارت شارژ20000هزار ریالی متناسب با سیم کارت برنده

سه.یک دستگاه کمک هزینه ی خرید شام روزجمعه به مبلغ 3000تومان.

چهار.گفتن یک دستگاه جمله ی "گل گفتی و گل گفتی ،جواب عالی دادی..."و نیز "صدآفرین" و هزاران جمله ی تشویقی دیگر...!!!


حالا سؤال مسابقه:
ده نفر هستن که هر کدوم از یه خبر متمایز آگاهن.حداقل با چند تماس تلفنی دو به دوی اونا به هم، همشون از همه ی این اخبار مطلع می شن؟

لطفاً همینطور علکی(الکی؟!)پلکی جواب ندین یه دلیل مختصر هم بیارین.دمتون گرم.منتظر هستم.امیدوارم برنده ی ما شما باشید...نعجب نکنید با شمام،چرا بغل دستیتونو نگاه می کنین،نه شما نه ؛ها این شما،آره!!!خوب ببینیم این "شما" کدومتون هستین که برنده ی ما می شین!!!!!!!!!!!!

آخرین مهلت ارسال پاسخ:بیست و هشتم آبان


بدون شرحیارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!

خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.

یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد!

دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.

همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!

طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار.

خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟!

موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی اخه کش شلوارم به اینه بغلت گیر کرده بود!!!!!

بچه ی شیطون                                                      روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.

کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: سلام

رییس پرسید: بابا خونست؟

صدای کوچک نجواکنان گفت: بله


ـ می تونم با او صحبت کنم؟

کودک خیلی آهسته گفت: نه

رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: مامانت اونجاست؟

ـ بله

ـ می تونم با او صحبت کنم؟

دوباره صدای کوچک گفت: نه

رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: آیا کس دیگری آنجا هست؟

کودک زمزمه کنان پاسخ داد: بله، یک پلیس

رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید: آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟

کودک خیلی آهسته پاسخ داد: نه، او مشغول است؟

ـ مشغول چه کاری است؟

کودک همان طور آهسته باز جواب داد: مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.

رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود، پرسید: این چه صدایی است؟

صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: یک هلی کوپتر

رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: آنجا چه خبر است؟

کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: گروه جست و جو، همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند.

رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: آنها دنبال چی می گردند؟


کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: من


بیچاره رستم_مرگ رستم



رستم.وبلاگ بچه های داروسازی 89

به دیدارت آرایش جان کنم/زمن هرچه خواهی تو،فرمان کنم

مگربند کز بند خواری بود/شکستی بود زشت کاری بود

که گفتت برو دست رستم  ببند/مبندد مرا دست چرخ بلند

ولیکن ز فرمان شاه جهان/نپیچم روان آشکار ونهان

به زابل نفرمود ما را درنگ/نه با نام داران این بوم جنگ

که شمشیر و گرز وهمین رخش شیر/نباشد گناهی بر این مرد پیر

پلیسش بیاورد پاسخ بر اوی/کای پهلوانِ گوِ نام جوی

به سرعت فزونی ز هشتاد مایل/که سرعت نباید به هفتاد مایل!

چنین شد که "اعمال قانون"مان/ ببسته برایت همی نام وجان!

بدین گونه رستم گو شیر گیر/به زندان شبی خفت آن شیر پیر

بدین گونه زندان، سالی دویست/پس از آن رستم ،سالی نزیست!


خدا بیامرزادش،پند اخلاقی:هیچوقت سرعت غیر مجاز نداشته باشین!!!

به نقل از شاهنامه ی حکیم صالح فردوسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


پاسخ یه معمای نیم خفن

سلام دوستان،این بار می خوام پاسخ معمایی که دو سه روز حتماً روش خوب فکر کردین رو بنویسم.

از نظراتون بسیار مچکرم،با حال نوشته بودین.

در انتهای سؤال می گفت "اگه راست گفتی،سرت رو با تبر می زنم و اگه دروغ یگی دارت می زنم."خوب اگه یه جمله ای باشه که نه راست باشه نه دروغ،یه جمله ای که تناقض به وجود بیاره،می شه جواب سؤالمون.

جواب سؤال در یک جمله اینه:"دارم می زنید"که یکی از دوستان بهش اشاره کردن.حالا چرا این جواب درسته:

وزیر راست گفته که دارم بزنین.اگه راست باشه باید با تبر سرش رو قطع کنن.و چون سرش رو با تبر قطع کنن،حرفی که زده دروغ می شه و باید سرش دارش بزنن.در این صورت جمله ای که گفته راست می شه و باید سرشو با تبر بزنن!

این از پاسخ معما.یاد گرفتین؟

هر لحظه از عمرمون خودش یه مسابقه با هزاران معمای خفنه...مهم اینه که تو این مسابقات ما برنده باشیم.

منتظر معمای بعدی باشین...ما هم منتظر نظراتتون هستیم...


کی می آیی...



طلوع زیبای خورشید.وبلاگ بچه های داروسازی89



کاش تو  آسمان بودی ، هرگاه که دلم تنگ دیدارت می شد، در شب با دستان اخگرگون خود ، بر سر من آرام دست نواژش می کشیدی،آن گاه که دل گیر بودم از نیامدنت با تابش خورشید ِامید، روشنی در دلم می تاباندی.

دختر چیه ؟

بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی ؛ به بررسی روند رشد و نمو یک کودک(پسر) از مهد کودک تا پیری میپردازیم :


اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در حال برگشت از مهد کودک است.


1) در مسیر برگشت از مهد کودک :

لضا لضا (همان رضا ) من مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها !

رضا : مامان چیه ؟!


2) 3 سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه

راننده رو به بچه های داخل سرویس : همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!

جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟


3 ) 5 سال بعد از 3 سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی

رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.

جواد : چی ؟

رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم

جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا !


4) 4 سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا

رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا

جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.صداش خیلی عجیب غریب بود.یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ؟!

رضا : تو چی گفتی ؟

جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد !


5 ) 6 سال بعد ؛ دانشگاه

جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!

رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن ؟


6 ) چند سال بعد ، شب خواستگاری

جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟!


7 ) چند ماه بعد ، شب ازدواج

جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!

خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!


8 ) خیلی سال بعد ، دوران کهولت

جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟

خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟      !

کودن هایی که دانشمند شدند...






آلبرت اینشتین در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!

توماس ادیسون که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!

پیکاسو یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!

آهنگ و قالب جدید.....

سلام ...

این بار هم قالب و هم موزیک رو عوض کردم احساس میکنم یه جورایی آرامش بخشه.....

از بچه ها نظرخواهی کردم...گفتن موزیک بیکلام بهتره....قالب رو هم با نظرسنجی از دوستان انتخاب کردم....امیدوارم خوشتون بیاد...

بازم منتظر نظراتتون هستم... 

خدایا دمت گرم...یار تنهایی

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم ...
گفتی:
من كه نزدیكم


گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم .

گفتی:هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن


گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟


گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی ...

گفتی: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید


گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟!


گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...

گفتی: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه 


گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتی: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه


گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟


گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:...

خدایا دمت واقعاً گرم که تنها یارمی وقتی که تنهایم.تنهایی و تنها دوست تنهایی...

 

چرا آخه چرا ؟

چرا تو خونه 40 متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟

 چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع ها به هم رحم نمیکنن؟

 چرا تو شهروند چشم میدوزن به سبد همدیگه؟

 چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟

 چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟

 چرا وقتی می رن شلوار بخرن مغازه های کفش فروشی رو هم نگاه می کنن؟

 چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟

 چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟

 چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟

 چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟

 چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟

 چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟

 چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟

 چرا سه تار سه تا تار نداره؟

 چرا اکثر ماشینها تو ایران یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟

 چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟

 چرا ترکها نمیتونن با هم فارسی صحبت کنن؟

 چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟)

 چرا داماد باید برقصه ؟ 

چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟

 چرا وقتی یه چیزی خوبه میخایم صاحبش بشیم؟

 چرا وقتی خانومها به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟

 چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟

 چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟

 چرا پشت کامیونها شعر می نویسن ؟

 چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟

 چرا با اینکه همه فضولند از فضولی بدشون میاد؟

 چرا مردها ترجیح میدن گم شن اما آدرس نپرسن؟

 چرا با پیتزا دوغ نمیخورن؟

 چرا آخه ؟!!

چسب زخم!

تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم،باز نه زخم های من خوب می شود و نه زخم های تو!

 

یک معمای نیم خفن

سلام دوستان.می خوام این بار یه معما بنویسم.البته فکر کنم خیلیاتون قبلاً اونو شنیدین.من از شما هم جوابشو می خوام و هم دلیل انتخاب این جوابو.اگه به این پرسش پاسخ دهید،ضمن دریافت یه شارژ 20000ريال ایرانسل یا همراه اول و یک دستگاه جزوه ی فیزیولوژی به خط نستعلیق به قلم استاد صالح طه(!) ،به مرحله بعد نیز راه پیدا می کنید و به قرعه کشی یک دستگاه LCD فلت روم(حالا من نمی دونم یعنی چی؛دقیقاً جمله ی یکی از پیامای همراه اول بود)نزدیک می شوید.واما سؤال مسابقه:

پادشاهی به وزیر خودش شک می کنه،می خواد اونو  امتحان کنه.بر همین اونو می بره پای چوبه ی دار.به او می گوید یه چیزی بگو،اگه راست گفتی سرت را با تبر می زنم و اگه دروغ بود،دارت می زنم.شما اگه جای اون وزیر باشین؛از میون اون همه جمله که در طبیعت وجود داره ، چی می گین؟و چرا؟!

راستی اگه برنده شدین ،اون جزوه رو در معرض تابش آفتاب قرار ندهید،چون حروفش به حرکت می افتند!!!!!!!!!!!!!!!!

صبح پاشدم به زور، دارم لباس میپوشم، بابام میگه کلاس داری؟! میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ نگران لباسم شدم پاشدم ببینم هنوز اندازمه یا نه

============================

به داداشم میگم برو عصای
آقاجون رو بیار؛
میگه آقاجون میخواد بره مگه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ؛ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه !

============================

سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مینویسم
مراقبه دیده میگه تقلبه؟؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ دعای ابوحمزه ثمالیه

============================

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم،
مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ همینجا میخورمش

============================

کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش.
داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

============================

به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن ... میگیرن !
میگه کی ؟ پلیس ؟
پَـــ نَ پَــــ دست اندرکاران شبکه فشن تی وی

============================

سر کلاس دستمو بلند کردم استاد میگه سوال داری ؟
پَــ نَ پَـــ " های هیتلر"

============================

رفتم به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟
می گه می خوای غذا درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره

============================

تی شرت « دی اند جی » پوشیدم ...داداشم میگه « دولچه ، گابانا » ست؟ میگم
پَـــ نَ پَـــ « داوود و غفوره »

============================

داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم
اومده میگه جدی حال میده؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم

راستی از قالب جدید وبلاگ خوشتون میاد؟

آهنگ جدید...

سلام بچه ها...

اول از همه بگم آهنگ سلام فریدون رو از اینترنت دانلود کردم و با اینکه فشرده هم کردم حجمش بیشتر از اونی بود که بشه رو وبلاگ قرار بگیره،حالا هرکدوم از شما اطلاعات بیشتری در این زمینه دارین خوشحال میشم کمک کنین.

این آهنگ رو هم بچه ها انتخاب کردن،امیدوارم خوشتون بیاد.

تا بعد....راستی نظر یادتون نره .........

واقعا وحشتناک!!!!!!!!!!!

شاید تا به حال فیلم حمله ی کوسه ها یا مستندی از حمله ی یه کوسه به آدم ها دیده باشین ولی این دفعه یه عکس گذاشتیم واستون که........خیلی دردناکه !در مورد:((حمله ی دلخراش یه کوسه به یه بچه ی ناز و کوچولو))

اگه می خوای ببینیش برو به ادامه مطلب...فقط تحملشو داری دیگه نه؟

 

ادامه نوشته

سیر تکاملی احترام و ادب!!!

سال  1230 :
مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!

زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!

مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…

سال 1280 :
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

مرد (با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …

سال 1330  :
مرد : چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم…

زن: آقا، تورو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ…

مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم .  یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی…

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …

سال 1380 :
مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…

زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).

مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره… !!! (لطفا بد برداشت نکنید !!! )

سال 1400 :
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی.  باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه…

بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه !!

بزرگترین آیینه ی طبیعی جهان

روز جهانی کوروش بزرگ مبارک...

چنین گفت کوروش شاه ایران زمین/کزان پس که رفتم بهشت برین

نه تابوت خواهم نه زین و نه اسب/نه تیغ و نه نیزه،نه موم و نه چسب

سپارید شما پیکرم را به خاک/ شود بخشی از خاک ایران پاک

امروز روز جهانی پدر ایران زمین، فرمانروای صلح و دوستی و مهربانیست.کسی که زمانی پادشاهی آسیا را بر دوش داشت و جهانیان همه از او سخن به میان آورده اند و او را به عنوان «مسیح» قبول دارند.کسی که نجگید  مگر آن که به زودی مشکل را با گفتگو حل کند.پادشاه سیاست...

کسی که فرمود:محبت کنید چه به دوست و چه به دشمن...که دوست را عزیز کند و دشمن را دوست.

در تورات درباره ی این شخصیت منحصر به فرد این چنین نوشته شده:

من یهوه،خدای راستین دست مسیح کوروش را گرفتم و کلید آسمان ها و زمین را به او سپردم.دل او را درمیان مردم نرم گردانیدم تا به همه بگوید که یهوه راستین خدای است.آن گاه که به او گفتم بنای بیت المقدس را که در جنگ های پیاپی به دست آسوریان ویران شده بود را از نو بساز،فرمانم را به اجرا در آورد و از شما نیروی کار خواست و خود نیز هزینگی کار.

همهی شما نام ذوالقرنین را حتماً شنیدین؛باید بگم که دقیقاً او همان کوروش بزرگ است.حال چرا این نام را روی او نهادند.ذو به معنی دارنده و قرنین به معنی دو شاخ است و کلاً یعنی دارنده ی دو شاخ.پسرش کبوجیه،پس از فتح مصر ،پیکره ای از او ساخت در حالی که لباس ایلامی و تاج مصری بر تن دارد.بر روی این تاج نقش سه خورشید که نمایناگر گذشته و حال و آینده است و دوشاخ بزرگ قوچ نمایان است و کسی که دارنده ی این دو شاخ است را ذوالقرنین می نامند.


برای این که درباره ی زندگانی او بیشتر بدونید بی زحمت یه کلیک روی ادامه ی مطلب بزنین...


ادامه نوشته

کاش...

کاش ای دل ُاین همه سنگ در تنگ نای تو نبودُ که دل های آزرده را گرد می آوردی ُکاش در ژرفای تو اندوه آن شکسته دلان پیله کرده بودو چون فردا که خواست از گذرگه امروز به خانه ی دیروز کوچ کند،یاد آن مهربان شکسته دل،پروانه می شد  و به آسمان می پرید و با پرهای رنگینش، در یاد تو،جای خزان،رنگ بهار می نگاشت... نمی دانم از این فردا چند بهار دیگر مانده است،نمی دانم که در این فردا دلی به دست می آورم،یا چو امروز،فردا به دیروز کوچ می کند...زمانی که در          دیروزی های پرژفای این روزها می نگرم،اندوه یاد توست که بردلم چنگ می زند...کاش نمی آزردمت

دوستان ارزش این زمان هایی که باهم هستید را بدانید که فردا که هرکدوممون رفت خونش،بگه یادش به خیر این روزها

50 سال دیگه...!

قیمت هر سکه طلا امروز در بازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.


* ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است.


* با مسدود شدن سایت قرآن دات کام تعداد سایتهایی که هنوز فیل .. تر نشده اند به سه عدد رسید.


* یکی از ....... خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت .... با تدابیر صحیح و اصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد


* قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید.در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یک اتومبیل بخرند.


* روئسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.


* از این به بعد صدا و سیما برای انتخاب مجریان زن، مسابقه ملکه زیبایی برگزار می کند.


* مدیرعامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید را طراحی کردیم.

* بی بی سی پرشین دیشب در تحلیل خبری خود گفت:
در حالی که 20 سال است که از تجزیه وفروپاشی آمریکا می گذرد معلوم نیست که مردم ایران چرا هنوز مرگ بر آمریکا می گویند.


* با کامل شدن سیستم دانلود اجناس از اینترنت آخرین سو پر مارکت در تهران نیز تعطیل شد.


* سازمان هواشناسی اعلام کرد به علت شهاب باران آسمان مسیر زمین - مریخ و بر عکس از امشب به مدت 24 ساعت مسدود می باشد.


* آگهی استخدام شرکت دام وطیور: به چند نظافتچی .با مدرک کارشناسی ارشد نیازمندیم

در ضمن یه هشدار واسه کسایی که بخوان جو صمیمانه بچه های مارو به هم بزنن حواستون باشه با ما طرفین.....   

تقدیم به دوستای خوبم

پروردگارا:

از دوستی امروزمان

چیزی برای فردایمان بگذار

به اندازه یک نگاه

یک لبخند

تا به یاد داشته باشیم

روزی همدیگر را دوست داشتیم

دانلود نرم افزار شبیه ساز آزمایشگاه

سلام دوستان، خیلی تبریک می گم باز گشایی دوباره ی وبلاگ رو،البته بر من که اصلاً وبلاگ بسته نشده بود،همچنان جریان داشت و شکوه و عظمتش ،روی فضای دنیای مجازی به شدت سنگینی می کرد.

گفتم دور همی یه نرم افزار بذارم بردانلود،ببینیم چه خبره!!!

این یه نرم افزاره که آزمایشگاه شیمی رو براتون شبیه سازی می کنه،می تونین دانلودش کنین و حالش رو ببرین، البته از این دست نرم افزارها زیاد دارم،حالا فعلاً این یکی رو می ذارم،حال کردین بگین تا دومی و سومی و ... nامی رو هم بذارم:

 نرم افزار شبیه ساز آزمایشگاه شیمی

یه سری تغییرات!!!

سلام

جهت بهتر شدن وبلاگ عزیزمون تصمیم گرفتم یه آهنگ روی وبلاگ بذارم...از بچه ها نظرخواهی کردم روی آهنگ نابرده رنج خواجه امیری به توافق رسیدن حالا هرکی نظر خاص دیگه ای داره میتونه توی بخش نظرات آهنگ درخواستی!!!!!!!! بده ......

با تشکر از همه....

نگرشت را عوض کن!

حقیقتی کوچک
حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!
اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
معادل باشد با
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
(تلاش سخت) Hard work
H+A+R+D+W+O+ R+K
4+23+15+18+11+ 15+1+18= 98%
(دانش) Knowledge
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
5+4+7+5+ 14+15+23+12+ 11=96%
(عشق) Love
L+O+V+E
12+15+22+5=54%
خيلي از ما فکر ميکرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!!
پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟
(پول) Money
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72%
(رهبري) Leadership
L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P
4+5+18+19+8+9+16+ 12+5+1=89%
پس براي رسيدن به اوج چه کنيم؟
(نگرش) Attitude
1+20+20+9+20+21+4+5=100%
اگر نگرشمان را به زندگي، گروه و کارمان عوض کنيم زندگي 100% خواهد شد.
نگرش همه چيز را عوض ميکند، نگرشت را عوض کن همه چيز عوض ميشود...