برنامه کلاسی

سلام.یک خبر کلاسی دیگه...

 شیخ ما جناب دکترزند در بیانه ای خطبه ای از خویشتن ایراد نمودند بر اینجانب و در پایان فرمودند که ای صالح تو را انگشتری خویشتن می دهم و به دوستان ابلاغ کن این پیام را که به فرموده ی امیر آندسته از دوستانی که کنفرانسیده اند، اسلایدهایشان را به حاج صالح بسپارند ـ که تاباشددنیا، شادماناد ـ که همه را در یک لوح فشرده گردآوری بکرده و به یمن و مبارک و خیر آن را به پیرما دکترزند تحویل دهد.حضار در آن مجمع نعره زدند و تحسین بگفتند از این کار و درود بر شیخ ما کردند!

از کسی که این پیام را خواند تقاضا میشود که دیگر دوستان را هم اگاه کند...

یه سوتی جدید

سلام دوستان. اومدیم بر شورای سنفی(صنفی) تبلیغات کنیم که دیدیم:

آخه مجبور بودین اینجوری اطلاع بدین؟!؟!؟!

می گم می گفت تاریخ... بهتر بود یا "در مورخه"؟!؟!؟!؟!

چه قدر بی فکر... نفهمیدیم آخرش که تاریخش کیه؟!

اگه یکشنبه چرا ۲۷؟! آخه یکشنبه که ۲۸مه!!! من واقعاً شرمنده ام!!!

 ولی خودمونیما، همه باهم :حاج صالح راه باز کن راه جدیدو باز کن!!!

برنامه کلاسی

سلام. تغییرات جدید برنامه کلاسی ...

                        هفته ی آینده، ۲۹م روز دوشنبه،

                                                کلاس خانم خوشابی ساعت۲تا ۶

 

لطفاً با ما در جهت تنظیم برنامه کلاسی همکاری کنید...

ضمناً ما از این پس اخبار مربوط به تغییرات کلاسی رو تو وبلاگ میذاریم ... منتظر نظرات و پیشنهادهای شما هم هستیم...

ممنون از همکاریتون

حرف دل

دوست ندارم دوستم داشته باشند برای آنچه که دارم

کاش دوستم می داشتند برای آنچه که هستم...


آدمها را به خاطر این که باعث نا امیدی شما میشوند سرزنش نکنید
خودتان را سرزنش کنید که بیش از حد از آن ها انتظار دارید.


چه خنده دار که ناز را میکشیم!
آه را میکشیم!
انتظار را میکشیم!
فریاد رامی کشیم!
درد را میکشیم...
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم
"دست"
بکشیم....



کاش می دانستی که کسی که به خاطرش دروغ گفتی یعنی اینکه او خود مشکلی دارد...

 

عید غدیر

عیدغدیر

گفتمش آخر همین عشق را معنا کنید ...

عشق عین و شین و قاف نیست...

عین، عدل مولایم علیست ...

شین، شادی یتیم های عرب...

 قاف، یاد قل هو الله احد....

  عیدتون مبارک...

پشیمان نیستم...

پشیمان نیستم از آنچه بودم ،پشیمان نیستم از آنچه هستم
اگر دیوانگی کردم دلـــــــم خواست ، ز خود بیگانگی کردم دلـــــم خواست

اگر تا اوج خودسوزی پریدم دلــــم خواست ، اگر لب تشنه از دریا گذشتم دلــــــم خواست

به غیر از خودِ خوش باورِ من ...کسـی منــت ندارد بر سر من

 کسی حال مرا هرگز نفهمید، دلیل گریه ام رو  ازمن نپرسید

گناه عالمی را بردم از یاد،  گناهم را کسی بر من نبخشید...
مــــن و شب پرسه های تلخ تردیــد ، مــــن و در آن دریای بی پایان ظلمـــت

همین هستم همین خواهم شد از نو ......اگر بار دگر دنیا بیایم .....

چندی باخنده...


یه بنده خدایی تعریف میکرد که دوستش داشته از جلو مغازش رد میشده این داد میزنه بهش میگه سلام خوشگله کجایی؟ سر بهمون بزن!!!
دوتا دختر اونجا بودن برمیگردن میگن با ما بودی؟
اینم پررو پررو: مگه شما خوشگلید؟
فکر کنم اون دوتا الان دیگه زنده نباشن


تلویزیون نشون میداد داشتن با مردم مصاحبه میکردن از یارو پرسیدن شما دوست داری ماشینی که میخری چه خصوصیاتی داشته باشه؟
(طرف تو پراید نشسته بود دقت کنید پراید!) گفت اول از همه اینکه ایمن باشه


از محسوس ترین تغییراتی که تو البوم های محسن یگانه مشهوده،باریک تر شدن خط ابروش رو کاور البوم جدیدشه


 به دخترعموم میگم تو مهد چی یاد گرفتین؟؟ میگه حدیث!
میگم یکیشو بگو ببینم.

میگه: النکاح سنتی!!!! خجالت هم نمیکشه!!!


 یه بار تو فکر بودم و حواسم نبود زل زده بودم به بنده خدایی. یهو گفت بچه چته ؟ مثل خر گشنه به یونجه نگاه میکنی؟
عجب تشبیه شاعرانه ای!


ناله تنهایی

ناله‌هایم تلخ است

پر از تنهایی

تو نخواهی دانست

کرانه ی مرداب تنهایی را

من سراپا رنجم

به میان گل های نیلوفر

دوخته چشم در دوردست آبی ها

هیچکس را فراموش نکردم هرگز

خود فراموش شدم

ناله‌هایم تلخ است

رود تنهایی من را کسی نخواهد دیدن ....

من تنهام

تنهای تنها

 

 

عید قربان

 
 
 عید قربان، روز گذشتن از عزیزان، برای رسیدن به عزیزترین
روز نمایش خالص ترین ایمان ها
روز رهایی از بند شیطان ها
برشما مبارک
 
 
البته به جمعیت گوسفندان که نسلشون قراره منقرض شه، تسلیت!!!

ابتکارات در خوابگاه دانشجویی

این هم یک سری از ابتکارات در ساخت خوابگاه دانشگامون(مکان خوابگاه توحید)

یه یادداشت

به راستی اینارو کی نوشته؟! هرکی بوده واقعاً دلی اسیر داشته!!!

همه برای رسیدن این شخص به مقصود خویش دعا کنیم...(مکان روی میز زیر سایه بوم روبه روی دانشکدمون!!!)