پاسخ یک معمای ساده ولی جون دار!

سلام.می خوام پاسخ اون معما _ سه تا همبر _ رو بگم:
اول فرض می کنیم اون سه تا آ و ب و پ باشن،بعد می ریم سراغ بیان پاسخ مسأله:
توی ماهیتابه ما اول همبرای آ و ب رو می ذاریم؛ده دقیقه بعد همبر آ رو پشت و رو می کنیم و همبر ب را با پ عوض می کنیم.ده دقیقه ی دیگه آ پخته می شه و شما می تونین اونو بردارین و جاش اون روی دیگه ی ّ رو بذارین و پ را هم پشت و رو کنین،ده دقیقه ی دیگه هم اینا پخته می شن و هم نیم ساعت تموم می شه،پس خیلی معما حل شد...
می دونم اینقدر معما ساده _ و شاید در نظر بعضی دوستان مسخره _ بود که جوابش ندادین.

یک معمای ساده ولی جون دار!

سلام دوستان ، اومدم این بار یک معمای ساده براتون طرح کنم؛امیدوارم بتونین خودتونو امتحان کنید:

اگه به شما سه همبر بدن و بگن اونا رو بپزین به شرطی که هر روی آنها ۱۰ دقیقه زمان ببرد و شما هم نیم ساعت ـ سه تا ۱۰ دقیقه ـ وقت دارید و نامردا به شما یه قابلمه دادن که فقط توش دو همبر جا می شه!!!

حالا باید چکار کنید...منتظر جواباتون هستم...

یک معمای ساده ولی جون دار!

سلام دوستان ، اومدم این بار یک معمای ساده براتون طرح کنم؛امیدوارم بتونین خودتونو امتحان کنید:

اگه به شما سه همبر بدن و بگن اونا رو بپزین به شرطی که هر روی آنها ۱۰ دقیقه زمان ببرد و شما هم نیم ساعت ـ سه تا ۱۰ دقیقه ـ وقت دارید و نامردا به شما یه قابلمه دادن که فقط توش دو همبر جا می شه!!!

حالا باید چکار کنید...منتظر جواباتون هستم...

یک داستان پندآموز!!!

روزی  بود روزگاری...دردهکده ای دور،مردی کشاورز زندگی می کرد .یک مزرعه داشت به این بزرگی(بزرگی دانشگاه ما!) و یک الاغ بزرگ و زحمتکش.کار و بارش خیلی خوب بود و هرروز برای باغش انگار بهار بود.
تا این که ناگه طوفانی آمد و همه ی باغ زیبایش را ویران کرد.
عجب روزگاری...مرد کشاورز برای جبران خسارتای وارد شده به باغش،مجبور شد هزینه های هنگفتی بپردازد.تا این که روزی تصمیم گرفت جیره ی غذایی الاغ بیچارشو کم کنه تا بتونه مخارج زندگیشو از نوع در بیاره...
مدتی گذشت و در الاغ بیچاره هیچ تغییری ندید و پندارید که الاغش به ریاضت کشیدن تواناست_ که گویند توانا بود آنکه دانا بود!_ در حال جیره ی غذایی او را کمتر بکرد تا که الاغش با این شرایط سازگار توانَد بود و هزینه ی کمتری برای تأمین غذای وی پرداخت خواهد کرد.
مدتی بگذشت و الاغ بخت برگشته جان بداد و بمرد..._ اناالله و الله راجعون!_ خدایش بیامرزاد!
چون که کشاورز از حال وی اگه گشت،بانگ زد و چندی بر وی بگریست و گفت:«الاغ خوبی بود و به ریاضت کشیدن توانا بود و خو کرده،ای دریغا که اجلش مهلت نداد!»
و اما پند اخلاقی این داستان:
این داستان هیچ پیام اخلاقی ندارد.فقط برای پر کردن وقت دوستان بود
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!