عید امسال...

یا مقلب القلوب والابصار

یامدبرالیل والنهار

یامحول الحول والاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

عید امسال، خداکنه همه به آرزوهاشون برسن،

همه اون چیزی رو که میخوان به دست بیارن

خداکنه همه ی کسانی که بیماری دارن، حالشون هرچه زودتر خوب شه،

خداکنه همه ی اونایی که از کسی غصه ای دارن، ببخشن

خداکنه که خدا ببخشه

خداکنه خدا جای پایی از خودش میان دلهای جدا ازهم بذاره

خداکنه همه به خوشبختی و کامروایی برسن

خداکنه همه پیروزبخت شن

خداکنه خدا از همه راضی باشه

خداکنه پدر و مادرامون سالم باشن و سایشون رو سرمون

خداکنه ...

خداکنه یکی برمن هم دعا کنه...

وصف ما پس از رفتن مهمونای عید!

عجب رسمیه! رسم عیدونه

خونه‌مون عیدا پر مهمونه
میرن مهمونا از اونا فقط
آشغالِ میوه به جا می مونه!

  کجاست اون کیوی؟ چی شد نارنگی؟
کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه ! 

 جعبه خالی ِ شیرینی هنوز
گوشه ی طاقچه پیش گلدونه
عطرش پیچیده تا آشپزخونه
شیرینیش کجاست؟ خدا می‌دونه

میرن مهمونا از اونا فقط
جعبه ی خالی به جا می مونه!

از بس خونه رو به هم می ریزن
آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه
یکی نیست بگه خداوکیلی
جای پوست پسته توی قندونه؟!

قند نصفه‌ی عموجون هنوز
خیس و لهیده ته فنجونه
حالا خداییش قندش مهم نیست
کنار اون قند نصف دندونه!

میرن مهمونا از اونا فقط
نصفه‌ی دندون به جا می مونه!!

پسته‌ی خندون، بادوم شیرین
فندق در باز، مال مهمونه

«پرسید زیر لب یکی با حسرت»:
که از این آجیل، به غیر از تخمه،
واسه ما بعدها چی چی می‌مونه؟...

بدون شرح

 

 

خطاب به نویسنده ها:

جووووووووووووون عزیزتون مطلب بنویسین!!!!!!

خطاب به خواننده ها:

جوووووووووووووووووون عزیزتون کامنت بذارین فقط تبلیغاتی و منو لینک کن و ... نباشه، چون حکم پیامک ایرانسل رو داره!!!!

 

سال نو...

زمان ها می آیند و می روند و جای خود را به زمان های آینده می سپارند و خود نیز بخشی از گذشته می شوند.چرا ما دل به این گیتی فریفتگار بسپاریم که هیچ دو چشم بر هم زدن آن به یک رنگ نیست، باری که از آن هیچ زمانی ، بخت به کام ما نبوده و نخواهد بود، مگر آن دم که دل یار در سینه ی یار می تپید که آن هم دمی جز خواب نبود.ببین یاد اورا سر خانه ی این دل، چگونه از جلوی چشمانت آرام و بی نوا ، چکه چکه رفت و به دیروز پیوست و هر دم که می گذرد، انبوهی از یاد او در این خانه ، می تابد و کاش در این خانه می ماندیم...

  • یادش بخیر... انگار همین دیروز بود... یادته از این موقع(نوروز ۹۱ خدابیامرز رو میگم) داشتی بر علوم پایه برنامه میریختی؟؟؟
  • یادته در پی گزارش کار ایمونولوژی بودی؟ آلبومین گاوی بود یا سرم تست کومبز نمیدونم اما چه شیرین بود!
  • چه روزهایی بود با فیزیولوژی؟ یادته اعصابت ازش میریخت به هم؟! آخه هفته ای ۴ جلسه؟!؟!؟!؟!
  • یادته مسافرت کجا رفتی؟ چیکار کردی؟ چقدر بدت میومد از سفر اونم وسط برنامه ریزیت بر علوم پایه؟!؟!
  • یادته خلاصه ی تاریخ... فرجه ها...
  • یادته تابستون کلاس میومدیم به گرما واسه علوم پایه؟ یادته تولدم؟ نمیتونم بگم کی بود اولین کسی که تولدمو بهم تبریک گفت اما می گم دمت گرم... به قول دکتر دبیرزاده تولدت قبول باشه!!!
  • یادته هی میخوندی واسه علوم پایت؟ آخرش چی؟ شما قبول شدی ما هم قبول شدیم( البته نه اینکه ما نخونده باشیم؛ اما شما آخرش احتمالاً اعصابت ریخت به هم ولی ما اعصابمون تازه آروم شد)
  • یادته اون روزا وبلاگ پر رفت و آمد بود، الآن هرازگاهی یکی قالبشو عوض میکنه و یکی خط خطیش میکنه شایدم یکی کامنت بذاره!!!
  • یادته اول ترم ۵ اومدی خوشحال که بالاخره از ترمولکی در اومدی و دو ورودی بعد خودت داری و قشنگ مث خروس تاج انداختی بالا و سینه سپر و کلی باد به غبغب(قبقب؟!) انداختی اما آخرش فارماکولوژی همشو پنچر کرد؟
  • یادش بخیر اون روزایی که ما جوون بودیم... الآن که پیر شدیم و موهامون(در صورت وجود)سفید شد...
  • خدایا این سال هم رفت بی آنکه به تو نزدیک گردیم، سال جدید مارا پیرو خود بگردان...
  • خدایا هرکه مریضی داره در این روزهای آخر سال، شفای عاجل بنما و اول سال جدید شادش بگردان(به ویژه بزرگواری که ازم خواست براش دعا کنم تا حال بیمارش هرچه زودتر خوب گردد، هر که این مطلب میخواند، بر او هم دعا کند...)
  • خدایا عزیزی که دلش را شکستم ، شاد کن و او را خوشبخت کن چه در این جهان و چه درآن جهان که خود روزی به من گفت : حق الناس تنها موضوعی است که در قیامت حتی با شفاعت هم حل نمیشود، هرچه از من بردل دارید در این شب قدر بر من ببخشید...
  • خدایا اگر گناهی کردم، مرا ببخش و مرا پاک به سال جدید رهسپار گردان
  • خدایا سال جدید دل ما را عاشق زیبایی خویش بگردان... 

آینه

ای کاش که با آینه تنها بنشینیم    

بی فاصله خود را به تماشا بنشینیم

یک عمر به دنبال تو چون رود دویدیم  

باشد مگر ای دوست به دریا بنشینیم

ما لایق عشق تو نبودیم... 

 خدا خواست، مجنون تو باشیم و به صحرا بنشینیم

تا عطر تو در سینه ما خانه بگیرد   

گفتم که در سایه گلها بنشینیم

در خاطره ی خاک نشستیم و شکستیم  

بالی نگشودیم که بالا بنشینیم

ای چشمه ی خورشید گو در طلبت شم   

 چون پنجره در حسرت فردا بنشینیم...