آینه
ای کاش که با آینه تنها بنشینیم
بی فاصله خود را به تماشا بنشینیم
یک عمر به دنبال تو چون رود دویدیم
باشد مگر ای دوست به دریا بنشینیم
ما لایق عشق تو نبودیم...
خدا خواست، مجنون تو باشیم و به صحرا بنشینیم
تا عطر تو در سینه ما خانه بگیرد
گفتم که در سایه گلها بنشینیم
در خاطره ی خاک نشستیم و شکستیم
بالی نگشودیم که بالا بنشینیم
ای چشمه ی خورشید گو در طلبت شم
چون پنجره در حسرت فردا بنشینیم...
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 15:5 توسط صالح
|
(همیشه از خدا بخواه آنچه را كه شایسته ي توست به تو بدهد نه آنچه راکه آرزويش داری...