شهادت
امشب از ستاره خوندم، مدینه به غم نشسته
کسی که عمری غریب بود، دل من براش شکسته
دل من از این شده خون، ضریحش مونده به ماتم
چارتا قبری که نمیشه، بباره ابر نگاهم
از اینجا براش میخونم، زیارت نامهی عشقم
سر قبرش نمیذارن به خونم از ته قلبم
امشب از مدینه پرسم، احوال ضریح سوخته
مدینه، تو این هیاهو، به بقیع چشامون دوخته
چه خوش میگفت امروز تو مراسم مداحمون: آقاجون، تو که ضمانت آهو رو کردی، بیا بزرگی کن، ضمانت این گدای بی چیز رو هم بکن، عمو، امام حسن، امشب خیلی غریبه، تنهای تنهاست، ما رو ببر پیشش، دستبوسش بشیم.
خیلی دوست دارم از کبوترای بقیع باشم، به کبوترای حرمت بگم، شما سرمیذارین رو گنبد طلا، ما سر میذاریم روی خاک، شما ضریح میبوسید، ما خاکستر، شما خادمای حرم، هستند، بهتون آب و دون میدن، ما کسانی هستند که اگه بدونن واسه چی اومدیم اینجا ما رو اذیت میکنن، خلاصه آقاجون تموم حرفم اینه:
دلم واسه تو پر میرنه
واسه توی دل بر میزنه
(همیشه از خدا بخواه آنچه را كه شایسته ي توست به تو بدهد نه آنچه راکه آرزويش داری...