چه حالی می ده که بعد از کلی بدبختی دوران علوم پایه تموم شد.ما که ازبس به خاطر این غول بی شاخ و دم تو خونه بودیم، استخونامون خشک شد که موقع راه رفتن مفاصل کرپ کرپ(نوعی نام آوا) صدا می داد!!! و بعد از مدتها دنیای بیرون رو دیدیم!!! شما رو نمی دونم.سخت بود خیلی نامردی بود.ولی به هرحال بگردین خاطرات خوبی هم می تونین توش پیدا کنین.اگه بعضی از خاطرات رو بنویسین ممنون می شم.

من که خودم مردم تا به این روز رسیدم و آخرش الآن فقط منتظر معجزه الهی ام!!!خدا به خیر کناد!!!