|
وبلاگ بچه های داروسازی ورودی 89 دانشگاه علوم پزشکی زابل - داروسازی
| |||||
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:54 ] [ صالح ]
۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی فرزانه گرامی باد:
بناهای بسیار بگردند خراب ز باران و از تابش آفتاب پی افکندم ز نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند سخن گستران بی کران بوده اند سخن های بی اندازه پیموده اند از آن پس نمی رم که من زنده ام که تخم سخن را پراکنده ام هر آنکس که دارد هش و رای دین پس از مرگ برمن کند آفرین ما هم به او آفرین می گوییم که عمری تلاش کرد و پارسی زنده کرد: از این نامداران و گردن کشان که یک یک از ایشان بگفتم نشان همه مرده بودند روزگار دراز به گفتم بکردم همه زنده باز چو عیسی همه مردگان را تمام همه زنده کردم سراسر به نام [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 0:10 ] [ صالح ]
شما قضاوت کنین! من اینا رو مجبور کردم پارچه بنویسن؟ خوب چرا می نویسن وقتی نمی تونن!!! آخه خودشون فکر نمی کنن یه خرده زشته ، سواد نداری ننویس!!!(البته عذر می خوام) معاونت یا معانت؟! پژوهشی یا پرورشی؟! ما که نفهمیدیم آخرش!!! عین حم به خاتر عبراز حم دردی با عونا ما نیظ عین گونه می نویصیم تا ببینیم آیا عین جور نوشطن هال می ده یا نه!!!
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 0:31 ] [ صالح ]
1) دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه بخاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم. 2) هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود. 3) اگر كسي تو را آنطور كه ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد. 4) دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند. 5) بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد. 6) هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود. 7) تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي. 8) هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران. 9) شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر ميتواني شكر گزار باشي. 10) به چيزي كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن. 11) هميشه افرادي هستند كه تو را ميآزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكني. 12) خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را ميشناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد. 13) زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق ميافتد كه انتظارش را نداري. [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 20:43 ] [ pouria ]
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:38 ] [ talie ]
روز مادر، روز زن، ولادت حضرت فاطمه، روزتون مبارک Mother,Madre,Me're,moeder,Mutter,Mae,Mor,Anya,Mater,Matka از زیباترین واژگان در همه ی زبان هاست... تقدیم به همه ی مادران عزیز ، به ویژه مادر دوست داشتنی و یکی یه دونه ی خودم و شما خانم های داروساز آینده یه نگاه هم ادامه مطلب بندازین... ادامه مطلب [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:16 ] [ صالح ]
تو به من خنديدي و نمي دانستي
ادامه مطلب... ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 21:40 ] [ صالح ]
سلام . دوستان پیغام منو بر روز معلم(استاد) که یادتون هست؟ فکر می کردم معلم پیش دبستانی خودم یه خرده اعجوبه بوده.نگید که توی دانشگاه هم یه سری پروفسورهایی هستند که می نویسند:
البته اگه کیفیت عکس یه خرده شدید زیاده ببخشین که با GLX گرفته شده!!! [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:14 ] [ صالح ]
آن زمان که بارش بی وقفه درد، سقف کوتاه دلت را خم کرد، بی گمان خواهی گفت به کدامین گناه چشمانت بارانیست ... من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی ست. آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش. باران می بارد به حرمت کداممان ، نمی دانم! من همین قدر می دانم باران صدای پای اجابت است. خدا با همه ی جبروتش ناز می خرد ، نیاز کن... [ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:46 ] [ صالح ]
آنه! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود... با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت،از تنهایی معصومانه دستهایت... آیا میدانی که در هجوم درد ها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت،حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود... آنه! اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری و در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار توست! [ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:56 ] [ rEzVaNeH ]
مهم نيست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگي کرده ام. مهم اين است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاري داشته ام . (جوجيا اوکيف)
بدبخت کسي است که نمي تواند ناراستي خويش را درست کند . (حکيم ارد بزرگ) آسمان براي گرفتن ماه تله نمي گذارد،آزادي خود ماه است که او را پايبند مي کند . (رابيندرانات تاگور)
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:49 ] [ صالح ]
سخاوت... پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: یک بستنی میوه ای چند است؟ پیشخدمت پاسخ داد:۵۰سنت. پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید: یکبستنی ساده چند است؟ در همین حال، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: ۳۵ سنت. پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت: لطفأ یک بستنی ساده. پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت. پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت. وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد. آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، ۲ سکه ۵ سنتی و ۵ سکه ۱ سنتی گذاشته شده بود. برای انعام پیشخدمت... بقیه در ادامه مطلب... ادامه مطلب [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:23 ] [ فرزانه ]
نوشته ی پیشین نیروی میهن دوستی مرا دوباره برانگیخت و می خواهم نماهایی به شما نشان دهم که فرهنگ پست یک مشت عرب سوسمار خور را به نمایش گذاشته و بدانید که شما از این موجودات کم نیستید. برای مشاهده ی اسلایدها اینجا کلیک کنید. در ادامه ی مطلب هم چند بیت از آخر شاهنامه بخونین ادامه مطلب [ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:41 ] [ صالح ]
سلام این مطلبو از وبلاگ بچه های دندون 89 گرفتم ...حتما بخونینش...واقعا جالبه... [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:55 ] [ فرزانه ]
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:36 ] [ marzie ]
با سلام به دوستان عزیز و بزرگوار...
امیدوارم خستگی امتحان ایمونو از تنتون دررفته باشه...و از نتیجه امتحانتون راضی باشین... به هر حال... بازم یه صندلی داغ دیگه... و یه داوطلب دیگه... اینبار خانوم سیما ممتاز مهمون صندلی داغ ما هستن.... منتظر سوالات شما عزیزان هستیم... فقط لطف کنید تعداد سوالاتتون زیاد نباشه...چون طبق گفته خود بچه ها سوال زیاد خیلی خسته کننده اس...ممنون دوستان [ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:47 ] [ فرزانه ]
مواْلم اظیضم روظت موبارک عین که صواد خاندن و نوشتن یاد دادین عمیدوارم حر جا که حصطین شادمان باشین
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:33 ] [ صالح ]
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:15 ] [ صالح ]
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 23:27 ] [ talie ]
گل چیدهای تو از باغ سبز ندانم چه گویم ز تو راز ورمز تو آنی که آن دم ز مادر بزاد سخن گفتی از آن که جانت بداد «تو جان منی و منم جان تو» به گفته پیمبر همین گفت نو هر آن کس که خشنود کند جان من نهد دست خویش را به دستان من تقدیم به مهربان ترین مادر مظلوم... [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 23:27 ] [ صالح ]
|
|||||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||||